نحوه برخورد با شرم سمی (E25)

مرد شرم سمی

قسمت 25 - شرم سمی

سلام - و به قسمت 25 پادکست خودیاری مردان خوش آمدید. من میزبان شما هستم ، دکتر جان مور. من یک متخصص بهداشت روان دارای مجوز از شیکاگو ، ایلینوی هستم - و در بخش بهتری از 15 سال گذشته درگیر کارهای درمانی و مربیگری بوده ام.



علاوه بر این موارد ، من دوره های دانشگاهی را روانشناسی و تجارت نیز تدریس می کنم.



اگر از دنبال کنندگان این نمایش هستید ، می دانید که من این پادکست را ایجاد کردم زیرا می خواستم دیوارهای تمرین خود را گسترش دهم و به سه گروه خاص از مردان برسم.

اولین کسانی هستند که به مباحث مربوط به تندرستی باز هستند و به طور طبیعی به سمت مطالب مرتبط با کمک به خود می روند.



گروه دوم مردانی هستند که ممکن است قبلاً چیزی با آنها تشخیص داده شده باشد - می تواند افسردگی ، اضطراب ، ADHD یا ضربه باشد.

و سپس گروه سوم وجود دارد. در اینجا ، من در مورد مردانی صحبت می کنم که هرگز نمی خواهند بر روی درب شخصی مثل من - یک درمانگر - ضربه بزنند تا آنچه را که در زندگی آنها می گذرد ، به اشتراک بگذارند.

این اتفاق نمی افتد ، که باعث می شود من به محبوبیت یک خوک دریایی در یک کارخانه بالن سازی برای بسیاری از این بچه ها محبوب باشم.



اما ، همین مردان ممکن است آنقدر کنجکاو باشند که بتوانند گوش های خود را بگذارند و به نمایشی گوش دهند که از اتفاقات زندگی آنها می گوید.

صرف نظر از آنچه شما را به نمایش امروز آورده است ، من می خواهم شما بدانید که هیجان شما را گوش می دهد. اوه ، و قبل از اینکه فراموش کنم - من تشخیص می دهم که زنان نیز به این پادکست گوش می دهند.

در بسیاری از موارد ، آنها امیدوارند که بینش جدیدی را در ذهن مردان به دست آورند و درک بهتر بچه ها را درک کنند. و بنابراین ، اگر شما اتفاقاً زنی باشید که در حال گوش دادن است ، یک استقبال بزرگ است.



اکنون سریع سلب مسئولیت می کنیم. من درمانگر شخصی شما نیستم و این پادکست به گونه ای طراحی نشده است که به عنوان جایگزینی برای مشاوره بهداشت روان عمل کند. در عوض ، به این نمایش به عنوان مجرای یادگیری فکر کنید.

من فقط به دوست دخترم خیانت کردم

ما در مورد شرم سمی صحبت می کنیم

تأیید - با این اوصاف - یکی از دلایلی که بچه ها در پادکست خودیاری مردانه قرار می گیرند ، به دست آوردن ابزارهای عملی و عملی برای کار با مشکلات زندگی چالش برانگیز است.

امید من این است که با گوش دادن ، دقیقاً همان چیزی را که می خواهید برای ایجاد حرکت برای تغییر به دست بیاورید ، بدست آورید.

که ما را به موضوع امروز می رساند ... شرمنده

شما می دانید که من در مورد چه چیزی صحبت می کنم درست است؟ این حسی است که به شما دست می دهد و در کل بدن شما جریان دارد و می گوید: 'شما معیوب هستید' یا 'شما کمتر از هستید'.

بعضی از افراد حتی شرمندگی را از نظر فیزیولوژیکی توصیف می کنند ، به این معنی که می توانند احساس کنند این یک لرز سرد است که از ستون فقرات آنها عبور می کند یا گرمی است که از گردن آنها بالا می رود.

آیا می توانید رابطه برقرار کنید؟

اگر چنین است ، شما تنها نیستید. این حقیقت کامل است - بسیاری از مردها با شرم زندگی می کنند و این به طور مستقیم بر ارزشمندی آنها تأثیر می گذارد.

ذات موذیانه ، شرم راهی است که در کل زندگی شما نفوذ می کند و به ادراک از خود آسیب می رساند.

و بنابراین ، به عنوان بخشی از این نمایش ، داستان نیک را با شما به اشتراک می گذارم. یک مرد بیست و پنج ساله که من خیلی دیر پیش با او کار کردم و با این مشکل دست و پنجه نرم کرد.

من همچنین قصد دارم یک تجربه اخیر را که با شرمندگی تجربه کردم به شما بگویم. در اینجا یک نکته - طی چند هفته گذشته ، من شروع به پوشیدن یک دندان مصنوعی کردم.

بله ، درست است - یکی از دندان های من گم شده است.

بنابراین ، ما می خواهیم در مورد آن صحبت کنیم.

ما همچنین قصد داریم در مورد ایمیل شنوندگان این هفته از مردی صحبت کنیم که پس از تولد پسرش برای حضور احساسی تلاش می کند و مطمئن نیست که در این مورد چه کاری باید انجام دهد.

آیا موضوعات از نظر احساسی در دسترس هستند؟ آیا نگران پدر جدید هستید؟ اگر پاسخ مثبت است ، می خواهید به گوش دادن ادامه دهید.

موضوعات زیادی در نمایش امروز ارائه می شود. من واقعاً خوشحالم که شما اینجا هستید

شرم سمی - نگاهی دقیق تر

شرمنده - این موضوعی است که تقریباً به اندازه کافی در مردان و احساسات در جامعه مورد توجه قرار نمی گیرد. می دانید چه می گویم؟

ممکن است بعضی از شما تعجب کرده باشید - چیست؟ شرم ؟ خوب ، من قصد دارم به شما یک تعریف غیر بالینی و آب داده بدهم.

در اینجا می رود:

در هسته آن ، شرم یک حالت عاطفی دردناک است که کل بدن شما را در بر می گیرد. مانند اضطراب ، این یک تأثیر شدید و اغلب طاقت فرسا است که به سیستم عصبی خودمختار شما متصل است.

و در اینجا قسمت زشت وجود دارد - به شما احساس می دهد که به نوعی نقص دارید ، به این معنی که شما به اندازه کافی خوب نیستید و 'کمتر از' هستید - به اصطلاح

مظاهر جسمی شرم می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • خجالت زدگی
  • ناتوانی در برقراری تماس چشمی
  • سایر سیگنال های زبان بدن ، مانند بدن شکسته.
  • صحبت با لحن کم یا تقریباً نجوا

اما صبر کنید - موارد بیشتری وجود دارد:

شرم یک پاسخ بقا است ، شبیه پرواز ، جنگ و یخ زدن است. از این طریق ، واقعاً شبیه اضطراب است. اگر فرصتی دارید ، بررسی کنید قسمت چهار برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این پاسخ اولیه

به هر حال ، به همین دلیل است که شرم بسیار قدرتمند است - زیرا از نظر روانی و عاطفی خود را نشان می دهد. وقتی این دو با هم ترکیب شوند ، چرخه معیوبی ایجاد می کنند که به طور همیشگی تکرار می شود.

شرم در مقابل اضطراب در مقابل گناه

اکنون می خواهم دو کلمه را که اغلب با شرم اشتباه گرفته می شوند ، از یکدیگر تفکیک کنم. اولین مورد ترس و دوم این است گناه . در حالی که ماهیت آنها یکسان نیست ، اما دقیقاً یکسان نیستند و به همین دلیل است:

ترس تقریباً همیشه بر روی منبع تهدید متمرکز شده است. یک مثال ممکن است دیدن خرسی در جنگل باشد که باعث می شود لحظه ای در مسیر خود توقف کنید - درنگ کنید.

شرمنده از طرف دیگر ، در مورد چیز خارجی نیست. در عوض ، این مربوط به چیزی است که شما در اعماق خود احساس می کنید

تفاوت را ببین؟

یکی دیگر است گناه .

مثالی در اینجا ممکن است احساس بدی نسبت به تقلب در شریک زندگی خود یا سرقت ادبی مقاله برای گرفتن نمره قبولی باشد.

تقریباً همیشه ، گناه شامل ارزیابی منفی درباره یک رفتار خاص است.

شرم ، اما قضاوت داخلی در مورد شما کل خود ، از دریچه نور منفی دیده می شود؟

ببینید که چگونه کار می کند؟

خوب ، فکر می کنم اکنون به عنوان زمان مناسب هر زمان دیگری برای بیان داستان نیک برای شما مناسب است. چندی پیش بود که با او کار کردم و در آن زمان ، او حدود بیست و پنج سال داشت.

شرم سمی - داستان نیک

وقتی نیک به من زنگ زد ، نیک گفت که می خواهد درباره برخی مسائل صحبت کند مربوط به عزت نفس است . در مکالمه تلفنی اولیه ما ، وی اشاره کرد که در دوست یابی و یافتن دوستان جدید مشکل دارد.

در کار مشترک ما یاد گرفتم که در کودکی نیک اضافه وزن داشته است. در مدرسه ، توسط همکلاسی های خود مورد آزار و اذیت قرار گرفت و برخی از اسامی بسیار مضر را بر زبان آورد.

نیک همچنین اظهار داشت که قلدری فقط در مدرسه اتفاق نیفتاده است. والدین او نیز اظهار نظر کردند. کلماتی که تأثیر بسزایی در رشد وی خواهند داشت.

به عنوان مثال می توان از پدرش به عنوان 'الاغ فربه' یاد کرد و گفت که او به دلیل تناسب اندام 'بازنده' است.

از طرف دیگر ، مادر او خیلی منفی نبود - اما نظرات او کاملاً سوزناک بود. او جملاتی را می گفت: 'اگر کمی بیشتر تلاش کنید ، می توانید مانند پسران دیگر باشید و اضافه وزن نداشته باشید.'

حالا این چیز است. نیک در سالهای تشکیل خود بیماری پزشکی تشخیص نداده بود که مستقیماً به مشکلات وزن او کمک می کرد.

در مورد او ، او تیروئید کم کاری داشت که تأثیر آن در کاهش سرعت متابولیسم بود. بعداً در طول زندگی بود که این شرایط شناسایی شد - و درمان شد.

بنابراین ، در بیشتر سالهای دبیرستان ، نیک با این مسئله به چالش کشیده شد. خوشبختانه ، در دبیرستان ، او شروع به درمان کرد ، که نتایج چشمگیری داشت.

در واقع ، در دوران دبیرستان بود که نیک شروع به کار خودش کرد. وی شروع به ورزش ، از جمله فوتبال و بیس بال کرد. او همچنین به سالن بدنسازی پیوست و با وسواس شروع به تمرین کرد.

اکنون ، من همه اینها را به شما می گویم زیرا تا زمانی که او به دفتر من آمده بود - دوباره ، او 25 ساله بود - نیک بسیار زیبا و غیرقابل انکار زیبا بود.

شرم و مقابله والدین

اما این چیزی است که وجود دارد - آن پیامهایی که از اوایل کودکی در مورد بدن خود دریافت کرد هنوز در سر او بازی می کردند. در روانشناسی اصطلاحی برای این وجود دارد مقدمه والدین .

این روشی فانتزی برای گفتن این است که نظرات والدین در طول سالهای شکل گیری در روان جای می گیرد.

در مورد نیک ، در سطح آگاهانه و حتی ناخودآگاه ، او آسیب دیده بود. منظور من این است که او از نظر عاطفی پدر و مادرش دچار زخم شده است و باعث می شود این مقالات را در ذهنش تکرار کند.

نتیجه نهایی شد شرم عمیق .

مهم نبود که در اینجا و اکنون که نیک به اندازه کمانچه مناسب بود. همچنین مهم نبود که مردم فکر می کردند او جذاب است.

نه - به این دلیل که هر زمان نیک با فرد جدیدی ملاقات می کند ، خواه این موضوع یک دوست ملاقات باشد یا فرصتی برای یافتن دوستان جدید ، او از نظر روانی به زمان تحمیل ضربه رو به عقب رفته است.

این به این معنی بود که در بزرگسالی ، هنگام بیرون رفتن از ملاقات ها سرخ می شد و برای برقراری ارتباط چشمی با افرادی که واقعاً دوست داشت با آنها دوست شود تلاش می کرد.

بنابراین ، در کار مشترک ما ، بیشتر وقت ما صرف پردازش احساسات وی و تجزیه ساختار پیامهای اولیه والدین شد که در ذهن او بازی می کردند.

کار از طریق شرم

بخشی از این شامل اعتبار سنجی احساسات وی و همچنین استفاده از اصول رفتار درمانی شناختی برای برهم زدن تفکر سمی است.

این همچنین شامل جنبه هایی از ذهن آگاهی ، همراه با تأییدها ، برای کمک به فاصله گرفتن او از افکارش بود تا بتواند آنها را مشاهده کند… در مقابل کنترل توسط آنها.

صحبت از موارد تأیید ، من هنوز هم یکی از آنچه من به نیک دادم. روزی سه بار از او خواستم موارد زیر را در ذهنش بگوید:

خودم را کاملا در آغوش می کشم و دوست دارم

خودم را کاملا در آغوش می کشم و دوست دارم

خودم را کاملا در آغوش می کشم و دوست دارم

می دانید ، قدرتمندترین کاری که نیک انجام داد - حداقل از نظر من - شرم آور کردن او بود. می بینید ، این همان چیزی است که در مورد شرم وجود دارد - هنگامی که ما آن را در معرض دید باز ، زگیل و همه چیز قرار دهیم ، قدرت کمتری بر ما دارد.

این بدان معناست که باید به 'اظهارات باید' توجه داشته باشید ، مانند 'من باید بدن بهتری داشته باشم' و 'من باید به اندازه کافی قوی باشم تا جای خالی را پر کنم' مهم است که باید از آنها آگاهی داشته باشید.

در CBT - خوب ، یک رویکرد مرتبط با آن ، درمان رفتاری عاطفی منطقی - ما این را 'نیاز به خودمان' می نامیم. آیا شما این کار را انجام می دهید؟

به هر حال ، قصد دارم به مقاله ای در این زمینه پیوند دهم روانشناسی امروز از دکتر دیوید ساک ، که پنج روش کار کردن از طریق شرمندگی را ارائه می دهد. اینها ، به میزان کم یا زیاد ، رویکردهایی است که من با نیک در پیش گرفتم.

در اینجا خلاصه ای از 5 روش آورده شده است:

1. شرم را روشن کنید

2. آنچه را که احساس می کنید باز کنید

3- آنچه را كه از كسي كه هستيد انجام دهيد

4- عوامل محرک خود را بشناسید

5. ایجاد ارتباط کنید

اکنون در آغاز این نمایش ، من چیزی را که اخیراً در رابطه با شرمساری تجربه کردم با شما به اشتراک گذاشتم. به طور خاص ، من در مورد واقعیت جدیدم صحبت می کنم ، به موجب آن من دندان مصنوعی می پوشم.

بله ، درست است - من 'دندان پرتویی' می پوشم.

شاید از خود بپرسید چرا؟ از این گذشته ، من در اواخر دهه 40 هستم ، پس چرا روی زمین چیزی شبیه این را دارم.

شرم سمی خودم

خیلی ساده است. در طول تابستان ، حفره ای ایجاد شده بود. در حالی که می دانستم آنجاست ، ترجیح دادم چیز لعنتی را نادیده بگیرم ، زیرا از اول داشتن آن احساس شرم می کردم.

ممکن است احمقانه به نظر برسد اما درست است. برخی از این شرمساری مربوط به انجام ندادن آنچه برای جلوگیری از حفره لازم بود بود. در حقیقت ، من می توانستم در مسواک زدن قبل از خواب بهتر عمل کنم. اما برای اینکه آن را با شما واقعی نگه دارم ، اغلب این کار را نکردم.

دلیل دیگر این شرم از کودکی من ناشی می شود. شما در دوران کودکی می بینید ، من دندان های خمیده ای داشتم که در قسمت جلوی آن فاصله زیادی داشت. گاهی اوقات ، بچه ها به من اسم می زدند - مانند 'گپ' ، و سپس با نگاهی مسخره به من پوزخند می زدند.

در اواخر زندگی بود که برای انجام 'شکاف' و اصلاح برخی مسائل دیگر کارهای آرایشی و بهداشتی انجام می دادم.

هنوز هم ، وقتی تابستان گذشته آن حفره را پیدا کردم ، باعث احساسات اولیه احساس شرم در مورد دندانهای من و به طور گسترده ای ، در مورد من به عنوان یک شخص شد.

نتیجه نهایی انکار بود. مکانیزم دفاعی که ما را از حقیقت بی حس کرده و می تواند باعث بی عملی شود. در نهایت ، این چیزی است که برای من اتفاق افتاده است.

زمانی که من این پاییز به دندانپزشک مراجعه کردم - به لطف درد شدید - این حفره آسیب دائمی ایجاد کرده بود. هنوز هم یادم می آید که وقتی او اشعه ایکس دندان من را نشان داد ، روی صندلی دندانپزشک نشسته بود - که بسیار پوسیده و غیر قابل نجات بود.

در آن لحظه ، من از وضعیت خود چنان شرمنده شدم که حتی نمی توانستم به چشمان او نگاه کنم. بله ، من به دوران کودکی برگشتم و دوباره آسیب دیدگی چندین سال پیش را تجربه کردم.

به هر حال ، من همان روز برای 'Flipper' مجهز شدم و یک هفته بعد برگشتم تا آن دندان ناخوشایند را بدبخت کنم. امروز هر وقت از خانه خارج می شوم این وسیله را می پوشم.

خوب ، این در صورتی است که به یاد می آورم. می بینید که مواردی وجود داشته است که من فراموش کرده ام که آن را مطرح کنم. همین روز دیگر در حالی که در سالن ورزشی بودم ، یک زن بسیار خوب پرسید که آیا می تواند با من در مورد یک قطعه تجهیزات کار کند.

لبخندی بزرگ به او زدم و گفتم: 'البته'. نمی دانستم که فراموش کرده ام قبل از ترک خانه ام آن دندان پره ای را بگذارم.

هاها - هنوز كه نگاهش را به دهانم معطوف كرد ، هنوز چهره او را مي بينم.

بگذارید به شما بگویم - هیچ چیز شرم آورتر از این است که لبخندی بزرگ بریزید و متوجه نشوید که در دندان مصنوعی خود را فراموش کرده اید.

می توانم یک راز را با شما در میان بگذارم؟ الان هم ، وقتی این خانم را در سالن بدنسازی می بینم ، به نوعی دور می شوم. من نمی توانم کمک کنم اما با خودم فکر نکنم ، 'او باید فکر کند که من ترین شخصیت روی کره زمین هستم.'

من وقتی این را می گویم نیمه شوخی می کنم ، اما فکر می کنم شما نظر من را جلب کنید.

بازگشت به نیک و وضعیت او. حس من این است که ما در کار مشترک بسیار پیشرفت کرده ایم. او سرانجام توانست دوباره رابطه دوستیابی را شروع کند و حلقه حمایت خود را افزایش دهد.

در پایان اما وقت ما با هم کوتاه شد زیرا او با شرکت خود به یک شهر جدید منتقل شد. خبر خوب این است که من توانستم به او کمک کنم تا با یک مشاور جدید ارتباط برقرار کند.

امیدوارم که در پایان او به بهبود خود ادامه داد.

بنابراین ، مردم آن را دارند - شرم آور. همینه که هست. وقتی این بخش را می بندم ، این سوال را برای شما می گذارم:

آیا شما با شرم زندگی می کنید؟ اگر چنین است ، چگونه با آن کنار می آیید؟

افسردگی والدین پس از زایمان (PPND)

ایمیل شنوندگان ما از طرف مرد جوانی به ما می رسد که در حضور عاطفی نزد همسر و پسر تازه متولد شده خود مشکل دارد.

آنچه را که او نوشت با شما در میان می گذارم و سپس افکار و واکنش های خود را ارائه می دهم.

سلام جان ، من چند هفته پیش پادکست شما را کشف کردم و می خواستم از تولید آن تشکر کنم. بسیار مفید است که بشنوید من درگیر مبارزه با عزت نفس نیستم ، از جمله چیزهای دیگر. من یک پدر 28 ساله و یک پسر 20 ماهه هستم. اندکی پس از تولد پسرم ، همسرم افسردگی پس از زایمان را تجربه کرد. در حالی که او از آن زمان بهبود یافته و به نظر خوب است ، من احساس می کنم که ازدواج ما هرگز بهبود نیافته است.

من از احساس ناکافی بودن مربوط به توانایی پدر شدن در پسرم فلج شده ام ، که آشکارا در ناتوانی من در حضور عاطفی برای همسر و فرزندم آشکار می شود.

من اغلب احساس می کنم نمی توانم کلماتی را برای گفتگو با فرزندم جمع کنم ، کاری که به نظر می رسد دیگران با زحمت زیاد آن را انجام می دهند. من در این مورد و سایر موارد به یک درمانگر مراجعه می کنم.

نمی توانم باور کنم که من تنها کسی هستم که تا به حال چنین احساسی داشته ام.

اگر مشکل من را ارزشمند می دانید ، سپاسگزار خواهم بود که یک قسمت پادکست را با حضور احساسی شما برای پدران بشنوم.

با تشکر،

مایکل

-

بنابراین ، ایمیل مایکل وجود دارد. همانطور که در یادداشت او تأمل می کنم ، نمی توانم در مورد تعداد پسرانی که در طول سالهای گذشته چیزی شبیه به من اعتماد کرده اند ، فکر کنم.

خوب ، این پاسخ من است ، تقریباً کلمه به کلمه.

سلام ، مایکل ،

ابتدا می خواهم از شنیدن پادکست تشکر کنم. خوشحالم که برخی از نمایش ها به ویژه برای شما مفید بوده است قسمت 9 درباره عزت نفس .

شما در ایمیل خود ذکر کرده اید که در حال حاضر در مورد موضوعاتی که ذکر کردید و سایر موارد با یک درمانگر کار کرده اید. درست کنار خفاش ، بگذارید از شما برای انجام این کار خوب بگویم.

من این را در پادکست های دیگر گفته ام ، اما ارزش تکرار آن را دارد. برخی از قوی ترین مردانی که من می شناسم کسانی هستند که هنگام گذراندن یک زمان چالش برانگیز به دنبال راهنمایی می گردند.

حالا بیایید سراغ گوشت و سیب زمینی یادداشت خود برویم. با خواندن ایمیل شما ، می دانم که هر سه مسئله ای که ذکر کردید با هم ارتباط دارند. اولین تولد پسرت است. دومین مورد افسردگی پس از زایمان است. سوم این که خود شما با حضور احساسی و در دسترس بودن دست و پنجه نرم می کنید.

درست از روی خفاش ، می توانم بگویم که شما کاملاً درست فکر می کنید که بسیاری از مردان دقیقاً همان چیزی را که شما در رابطه با یک نوزاد تازه متولد شده ، به ویژه برای یک فرزند اول توصیف کردید ، طی می کنند.

گرچه نمی توانم مطمئن باشم چون مشاور شما نیستم ، از بسیاری جهات به نظر می رسد که شما با بیماری به نام افسردگی پس از زایمان مرد - که گاهی اوقات به عنوان افسردگی والدین پس از زایمان (PPND) شناخته می شود - دست و پنجه نرم می کنید.

آیا قبلاً در مورد این موضوع چیزی شنیده اید؟ بگذارید به شما اطمینان دهم که این بسیار واقعی است و چیزی است که از هر چهار پدر یکی با آن دست و پنجه نرم می کند ، وب سایت مردان پس از زایمان .من پیوندی را در این پاسخ قرار داده ام تا بتوانید آن را بررسی کنید.

یکی از اصلی ترین ویژگی های PPND کنار گذاشتن اجتماعی ، احساس ناکافی بودن و مشکلات در ارتباط با دیگران ، به ویژه کودکان است.

سالها بود که فکر می کردیم افسردگی پس از زایمان زنان را تحت تأثیر قرار می دهد ، اما اکنون بر اساس تحقیقات بالینی می دانیم که این وضعیت به طور یکسان بر زنان و مردان تأثیر می گذارد. من پیوندی به وب دکتر در این پاسخ نیز بینش بیشتری ارائه می دهد.

اگر این مورد PPND است ، احتمالاً از خود می پرسید که چه کاری می توانید در مورد آن انجام دهید؟ خوب ، برای شروع ، کار با یک درمانگر همانطور که الان هستید یک کلاه بزرگ است. با داشتن یک مکان امن برای به اشتراک گذاشتن ، می توانید برخی از احساسات خود را تخلیه کرده و استراتژی های جدید مقابله را کشف کنید.

کارهای دیگری نیز می توانید انجام دهید. عضوی مفید می تواند عضویت در یک گروه پشتیبانی آنلاین باشد. واقعاً یک مورد بزرگ در فیس بوک با بیش از 13000 عضو وجود دارد به نام ' New Dad’s Place ' در اینجا ، شما می توانید برخی از تجربیات خود را در مورد پدر جدید بودن به اشتراک بگذارید و با دیگران که ممکن است برخی از موارد مشابه شما را تجربه کنند ، بپیوندید.

در آخر ، مایکل ، فقط می خواهم بگویم که پدر بودن یک فرایند یادگیری است. در طول این سالها ، من با بسیاری از بچه ها کار کرده ام که پدران جدیدی هستند که تقریباً کلمه به کلمه آنچه را که در یادداشت خود برای من فاش کرده اید ، به اشتراک گذاشته اند.

پیوند مشترک همه آنها نگرانی در مورد پدر خوب نبودن است. برخی از اینها به عزت نفس و برخی دیگر مربوط به مسائل مربوط به کودکی خودشان و ترس از تکرار آسیب های گذشته است.

من شما را تشویق می کنم که از مقاله مرتبط شده در این یادداشت به وب سایت بازدید کنید پدرانه که بیشتر در مورد این موضوع بحث آنچه من از آن آگاه هستم این است ... شما بدیهی است که همسر و پسرتان را بسیار دوست دارید و به آنها اهمیت زیادی می دهید زیرا ایمیل شما گواه این واقعیت است.

این چیزی است که من می دانم. حضور عاطفی نمی تواند اتفاق بیفتد مگر اینکه ما هم باشیم از نظر عاطفی آسیب پذیر است . این بدان معناست که تشخیص می دهیم ما ابرمرد نیستیم و ناقص بودن بخشی از تجربه انسانی ماست.

در پایان ، من قصد دارم به یک کتاب در مورد لینک دهم آمازون توسط لوئیس هاوز به نام ماسک مردانگی: چگونه مردان می توانند از آسیب پذیری استقبال کنند.

مایکل ، من بسیار خوشحالم که شما نوشتید ، و امیدوارم این پاسخ برای شما مفید باشد. ما را در جریان روند کار قرار دهید.

خوب ، شما آن را دارید - پاسخ من. آیا حضور عاطفی در زندگی شما چالشی ایجاد می کند؟ اگر پاسخ مثبت است ، یک کار کوچک چیست که می توانید به طرز متفاوتی برای ایجاد تغییر انجام دهید؟

نمایش جمع بندی

-

ما در پادکست امروز موارد زیادی را پوشش دادیم ، مگر نه؟ ما در مورد شرم سمی و چگونگی تأثیر آن از نظر روانی و جسمی صحبت کردیم. ما همچنین در مورد حضور احساسی صحبت کردیم.

شلیک کنید ، ما حتی مدتی را صرف صحبت در مورد دندان جعلی من کردیم.

بگذارید لحظه ای سپاسگزارم و از شما برای شنیدن امروز بسیار تشکر می کنم. می دانید ، راه های زیادی برای رسیدن به من وجود دارد. می توانید در وب سایت من متوقف شوید یا به یکی از صفحات رسانه اجتماعی من مراجعه کنید.

من در BeCocabaretGourmet در فیس بوک هستم - و همچنین در توییتر و اینستاگرام با همان دسته هستم.

همچنین می توانید برای من ایمیل بزنید. هر چیزی که برای من بفرستید محرمانه است. اگر مطلبی نوشتید و نمی خواهید آن را در پادکست به اشتراک بگذارید ، فقط بگویید به جایی نمی رسد - قول دهید.

سرانجام ، اکنون فقط می گویم که من از بررسی های بسیاری که مردم در iTunes انجام داده اند بسیار سپاسگزارم.

این واقعیت است - وقتی این مرورها را می خوانم ، آنها به من انگیزه می دهند که حتی نمی توانم توضیح دهم. بنابراین برای آن از تو متشکرم.

خوب ، شما آن را دارید - نمایش دیگری. همانطور که احتمالاً می توانید بگویید ، من یک مهندس صوتی حرفه ای یا شخصی ندارم که ویرایش کند. نه ، همه آنچه می شنوید - از جمله نقص ها - توسط من ایجاد شده است.

از اینکه اینجایی نهایت تشکر رو دارم. مراقب آن مضامین والدین باشید. روی ویژگی ها و نقاط قوت خود تمرکز کنید. به یاد داشته باشید که حضور عاطفی به معنای آسیب پذیری عاطفی است.

خیلی خوب مواظب باشید

من دکتر جان هستم و این قسمت دیگری از پادکست خودآرایی مردان است.