چگونه تفکر منفی را به چالش بکشیم و تغییر دهیم

افکار منفی

افکار منفی - نگاه دقیق تر

همه فکرهای منفی می اندیشند. بخشی از انسان بودن نگران بودن درباره آینده یا احساس گناه نسبت به گذشته است. مشکلی نداره



زندگی با یک شخص دائماً مثبت و خوش فکر واقعاً سخت خواهد بود. اما بسیاری از مردم افکار منفی احساس می کند خارج از کنترل است. آینده آنها مبهم به نظر می رسد و احساس می کنند نمی توانند از اشتباهات گذشته خود فرار کنند.



آنها احساس ناخواسته و دوست نداشتنی بودن می کنند. اگر به نظر شما می رسد ، می توانید شروع به به چالش کشیدن این افکار منفی کنید.

اول از همه ، از خود بپرسید ، 'آیا این یک واقعیت است یا یک احساس؟' اگر وقت خود را صرف ریکاوری اشتباهات قبلی خود می کنید ، چه می کنید؟



آیا در حال انجام کاری هستید که تأمل می کنید ، یا گرفتار احساس پشیمانی ، گناه یا شرم می شوید؟ آیا وقتی آینده را در نظر می گیرید ، به رویدادهای احتمالی (یا حتی احتمالی) نگاه می کنید یا اینکه در ترس و اضطراب گم می شوید؟

چشمان آبی یاقوت کبود تیره

وقتی در مورد خودتان صحبت می کنید گوش دهید. آیا شما جمله هایی از جمله 'من اضافه وزن دارم' را بیان می کنید ، یا احساسات خود را ابراز می کنید ، به عنوان مثال 'احساس چربی می کنم'؟ مراقب باش!

برخی گفته ها که به نظر واقعیت می رسند ، به عنوان مثال ، 'من زشت هستم' ، در واقع احساساتی هستند - 'من زشت هستم' در واقع این است که 'من از ظاهر خود راضی نیستم'.



بعد ، به خود یادآوری کنید که احساسات تغییر می کنند. با این حال ، امروز احساس می کنید ، در گذشته احساس دیگری داشته اید. در آینده دوباره احساس دیگری خواهید کرد

حتی افراد مبتلا به مزمن اضطراب و افسردگی می تواند درمانی داشته باشد که به آنها کمک کند احساس بهتری داشته باشند. غمگین ترین مردم هنوز هم گاهی اوقات روزهای خوبی دارند.

این تضمینی نیست که فکرهای منفی کمتری خواهید داشت ، اما راهی مهم برای به چالش کشیدن آنها است. اگر بتوانید با خود بگویید ، 'این یک واقعیت نیست ، یک احساس است و احساسات تغییر می کند' ، در این صورت قدم مهمی در جهت شکستن قدرت افکار منفی خود برمی دارید.



اما اگر تفکر منفی شما مبتنی بر واقعیت ها باشد ، نه احساسات ، چه می کنید؟ اگر واقعاً تنها باشید چه می کنید؟ اگر در گذشته کارهای وحشتناکی انجام داده باشید ، یا اگر می دانید آینده شما قطعاً شامل رها شدن و از دست دادن است ، چه می کنید؟

انکار واقعیت ها فایده ای ندارد ، اما اگر روش مغز خود را بفهمید باز هم می توانید تفاوت ایجاد کنید.

همیشه پردازش مغز آگاه شما بسیار زیاد است. اگر همیشه در جریان همه چیزهایی باشید که می بینید ، می شنوید ، بو می کنید ، لمس می کنید ، احساس می کنید ، فکر می کنید و به خاطر می سپارید ، هرگز قادر به عملکرد نخواهید بود.

به عنوان راهی برای دور زدن این موضوع ، ذهن شما درباره جهان فرضیه هایی را ارائه می دهد و سپس بسیاری از اطلاعات دریافتی را نادیده می گیرد.

بیشتر اوقات این سیستم به خوبی کار می کند ، اما در صورت عدم کارایی ، نتیجه همان چیزی است که روانشناسان آن را سوگیری شناختی می نامند. تعصبات شناختی زیادی وجود دارد ، اما سه مورد از آنها در درک تفکر منفی مهم هستند.

قصه های مردان به مردان

تعجب منفی گرایی ، جای تعجب نیست که پشت بسیاری از تفکرات منفی است. به دلیل روشی که مغز شما کار می کند ، تجربیات منفی مهمتر از تجربیات مثبت به نظر می رسند.

از نظر تکامل ، این منطقی است. یادآوری کدام گیاهان برای خوردن خوب است برای جد دور شما مفید بود ، اما یادآوری اینکه کدام گیاه یکی از اعضای خانواده را از بین می برد بسیار ضروری بود. متأسفانه ، این بدان معنی است که مغز مدرن شما ایده ها و تجربیات منفی را نیز خیلی راحت تر به خاطر می آورد.

کاهش تحریف های شناختی

این امر به سوگیری شناختی دیگری مرتبط است ، معروف به اکتشافی بودن در دسترس بودن. به بیان ساده ، این بدان معنی است که اگر چیزی که اغلب به آن فکر می کنید ، فکر کنید احتمال اینکه چیزی بیشتر باشد وجود دارد.

هنگامی که این امر با سوگیری منفی همراه باشد ، شما در یک حلقه معیوب قرار می گیرید که موارد منفی مهمتر به نظر می رسند ، و بنابراین به احتمال زیاد اتفاق می افتند ، بنابراین فکر کردن درباره آنها تهدیدآمیزتر و بنابراین مهمتر است.

سوگیری شناختی نهایی که تفکر منفی شما را ترکیب می کند ، سوگیری تأیید نامیده می شود. این اغلب برای توضیح اینکه چرا دانشمندان نتایجی را که از آزمایش انتظار داشتند می بینند ، مورد استفاده قرار می گیرد ، اما در حقیقت ، در انواع شرایط درست است.

نژادپرستان بیشتر متوجه می شوند که افراد از اقلیت های قومی مرتکب کار اشتباهی می شوند. همسری که در گذشته مورد کلاهبرداری قرار گرفته باشد به احتمال زیاد در آینده شاهد شواهدی از تقلب است.

و اگر انتظار دارید که اوضاع به اشتباه پیش برود - به دلیل ترکیبی از سوگیری منفی نگری و اکتشافی بودن در دسترس بودن - پس تعصب تأیید به این معنی است که شما اتفاقات منفی را خیلی راحت تر از موارد مثبت می بینید.

بهترین راه برای به چالش کشیدن این تفکر کشف موارد استثنایی در قانون منفی است. وقتی دیگر نمی توانید فکر کنید اشتباهات قبلی ، چند دقیقه به موفقیت های خود فکر کنید. آنها نیازی به موفقیت مهم نیستند ، فقط استثنائات این قانون که گذشته شما همیشه وحشتناک بود.

به جای اینکه در آینه نگاه کنید و به فکر منفی در مورد خود باشید ، به دو چیز فکر کنید که ممکن است شخص دیگری در مورد شما دوست داشته باشد. اگر انتظار دارید همه چیز اشتباه پیش برود ، تصور کنید که اگر اتفاق نمی افتاد چه اتفاقی می افتد.

این به این معنی نیست که وانمود کنید که همه چیز خوب است ، که غیر واقعی و مفید نیست. این به سادگی راهی برای شکستن آن حلقه باطل افکار و انتظارات منفی است.

هر کس گهگاهی افکار منفی دارد اما برای برخی از افراد این افکار مکرر ، جدی و ناتوان کننده است. با یادگیری تشخیص افکار از احساسات ، با یادآوری تغییر احساسات ، به خود کمک می کنید.

رنه دکارت ، فیلسوف مشهور هفدهمهفتمقرن با گفتن 'من فکر می کنم - بنابراین من هستم' اعتبار دارد. از نظر تفکر منفی ، شاید او چیزی بوده است؟